ای ناز تو تا نیمه ی پاییز رسیده!
ای سرخِ لبت با میِ لبریز رسیده!
زلف تو هواخواه کدامین شب ابری ست
کاین گونه پریشان و غم انگیز رسیده
زیباتر از آنی که رهایت کنم، اما
دیر آمده ای، دوره ی پرهیز رسیده
جان و تن من امت پیغمبر دردند
بر من دم ویرانگر چنگیز رسیده
ای قونیه تا بلخ به غوغای تو مشغول!
بشتاب که شمس تو به تبریز رسیده
لبخند بزن، لب که به هم می زنی انگار
یک سوره ی زیبا به خطی ریز رسیده
برچسب:
نویسنده: رویا رادمنش