اگرچه هیچ گلی چون تن تو خوش بو نیست
همیشه نافه گشایی به نفع آهو نیست!
دلیل این همه سرگشتگی به گردن توست
اگر توجّه زنبورها به کندو نیست
حضور توست که دلخواه کرده شعرم را
و گرنه آینه در ذات خود پریرو نیست
بخواه راحت دنیا و آخرت از من!
که گفته است دل من چراغ جادو نیست؟
میان عاشق و عاشق نما تفاوت هاست
یکی از آن همه چشمش به پیچش مو نیست
به مهر می کشی و زنده می کنی با قهر
شهید را که نیازی به نوشدارو نیست
-
پریچه ای که درین شعر ذکر خیرش رفت
پر است از تب رفتن ولی پرستو نیست