مادر ، تکواژهای است زیبا
مادر ، عین زیبایی است و البته که زیباتر از زیبایی چیزی نیست
قلب بزرگ خدا در سینهی مادران میتپد
مادر ، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا
آنگاه که مادر، گهواره را تکان میدهد
عرش خدا به لرزه درمیآید
و همهی فرشتگان سکوت میکنند
تا زیباترین سمفونی ِ هستی را بشنوند: « لالایی مادر را »
هیچ سنگی به آن سنگینی نیست
که بتوان آن را در یک کفهی ترازو نهاد
و در کفهی دیگر آن ، وزن مهر و قدر و قیمت مادرانه را سنجید
پدر ، باران است و مادر ، خاک حاصلخیز !
و زندگی با وجود این دو موجود ِ همزاد است
که سبز ِ سبز و آبی ِ آبی ست
مادر ، عنوان عاشقانهترین شعر خداست
شعری که مضمون آن جز عشق نیست
مادر ، همان عشقیست که در هیأت آدمی بر خاک گام برمیدارد
مادر ، چیزیست شبیه خودش
هیچچیز شبیه مادر نیست
مادر ، فقط مادر است . . .
و امّا ، پدر:
پدر ، میبخشد بیدریغ و دوستمیدارد بیچشمداشت
پدر ، کار میکند آنگونه که شمع میسوزد
او در تب و تاب ، خود را آب میکند
تا که گرما و روشنی به من و شما ببخشد
تنها خداست که به خلوت و تنهایی پدران راه دارد
تنها خداست که میداند پدران چه میکشند و چهها در دل دارند
پدران حضوری سبکبال دارند ، به چشم نمیآیند
و آنگاه که دیگر نیستند ، جایشان چهقدر خالیست . . .
جای خالی پدران را با هیچچیز نمیتوان پرکرد
پدر ، همان روحیست که خداوند به کالبد خاکی زندگی دمیده است
زندگی اگر زنده است ، دلیل آن پدراناند
این ابر بارانزای حضور پدران بر سر ِ زندگی
و سرزندگیتان هماره سایهگستر باد
برچسب:
نویسنده: رویا رادمنش