خرید بک لینک

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم

ظاهری آرام دارد باطناً طوفانیم

مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم می کنند

خود ولی در دستهای دیگران زندانیم

بس که دنبال تو گشتم شهره ی عالم شدم

سربلندم کرده خوشبختانه ، سرگردانیم

می زند لبخند بر چشمان اشک آلود شمع

هر که باشد باخبر از گریه ی پنهانیم

هیچ دانایی فریب چشمهایت را نخورد

عاقبت کاری به دستم می دهد نادانیم


برچسبها: سجاد سامانی

برچسب: نویسنده: رویا رادمنش تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 12:53

صفحه بندی