سبوی غزل
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/6 | ساعت: 19:11
وقتی تمام قافیه هایم را از خوشه های موی تو می چینم در سرخی سبوی غزل هایم تصویری از خیال تو می بینم وقتی که در مزارع گیسویت هر روز بذر معجزه می کاری شاید شبی محال تو ممکن شد شاید شبی کنار تو بنشینم عمر®
خدا با بی قراری سرنوشتم را بنا کرده
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/6 | ساعت: 19:11
نسیمی بافه های گیسوانم را رها کرده خدا با بی قراری سرنوشتم را بنا کرده همیشه معتقد بودم که عشق افسانه ای واهی است ولی انگار حالا در دلم آتش به پا کرده پشیمان است هرکس عشق را پنهان نگه دارد پشیمان ت&#
به روی گردنت افتاد تاری از گیسو
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
اگر به رسم ادب از سرش کلاه گرفت نسیم باز مرا با تو اشتباه گرفت دمی به ناز ، حجاب از رخت کنار زدی "پرنده پر زد" و "آهو رمید" و "ماه گرفت" به روی گردنت افتاد تاری از گیسو تمام گردنه را یک تن از سپاه گرفت دلی چنی&
میوه
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
لب به روی لب ، تورا بوسیدمت،هنگام خواب میوه را وقتی رسید ، از شاخه باید چید و خورد
به پایت ریختم اشکی و رفتم
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم تو کوته دستیم میخواستی ورنه من مسکین به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم زکویت عا
گل و خار
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
خارخندید و به گل گفت: "سلام" و جوابی نشنید... خار رنجید، ولی هیچ نگفت! ساعتی چند گذشت... گل چه زیبا شده بود دست بی رحمی نزدیک آمد، گل سراسیمه ز وحشت افسرد لیک آن خار در آن دست، خلید و گل از مرگ رهید... صبح فردا که ž
دروغ محض
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
قد میکشم که باد شوی، پرپرم کنی بو بو و برگ برگ فراون ترم کنی سوسو زدی و من به هوای تو آمدم پس حقّم این نبود که خاکسترم کنی خوش میگذشت شاخه ؛ رسیدم ، که رد شدی تا یک دهن بچینیام و نوبرم کنی از اوج سبز&#
رها کن که در چنگ طوفان بمیرم
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
رها کن که در چنگ طوفان بمیرم به این حال و روز پریشان بمیرم نه میخواستی با تو آزاد باشم نه دل داشتی کنج زندان بمیرم گلِ چیدهام قسمتم بود بی تو که در بستر خشک گلدان بمیرم اگر ایستادم نه
زلزله یعنی قدم های تو وقت رفتنت
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
ظهر مرداد است و این گرما و دم این روزها یاد آغوش تو می اندازدم این روزها زلزله یعنی قدم های تو وقت رفتنت مثل یک شهرم که می ریزد بهم این روزها درب و داغانم به آن حدی که همدردی کند با دلم ویرانه های ارگ ب
اصرار و انکار
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/23 | ساعت: 11:14
زیر ِ باران، هر نخ ِ سیگار می چسبد عجیب دست توی ِ دست های ِ یار می چسبد عجیب معنی ِ بی تاب بودن هایمان جز "عشق" چیست؟ شور و شوق ِ لحظه ی ِ دیدار می چسبد عجیب کوچه باغ ِ خاطرات و خش خش ِ برگ ِ درخت پرسه های 
مهم نیست
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیست اینها برای هیچ طوفانی مهم نیست ! آغوش من مخروبه ای رو به سقوط است دیگر برایم عمق و®
چشمان کافرکیش
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
خارق العاده اند چشمانت، تازه این با حساب ارفاق است چشمهایت فقط نه در ده ما، شهره در بیکران آفاق است چشم آتش بیا
زمین خلاصه ای از چشم آسمانی ِ توست
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
زمین خلاصه ای از چشم آسمانی ِ توست غزل برآمده از بازی زبانی توست نه اندونزی و ژاپن، نه بم، نه هائیتی تکان دهنده &#
تاوان
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
پیش پایم پیش مرگم خون چکان جان می دهد روبرویم فاتحی سرمست جولان می دهد نیست آسان ماندن ِ در کشتی ِ در حال غرق! ناخد
شأنِ نزولِ عشق ، گرمای لبِ توست
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
لبخند زد، کج کرد قدری گردنش را این گونه ثابت کرد حرف مُتقَنش را عاشق شدم در کمتر از یک لحظه شاید جادوی سحرآمیزِ ص&
وا کرده ام آغوش
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
وا کرده ام آغوش قُلِ اللهِ شَهیدا نزدیک بیا اَقرَبُ مِن حَبلِ وَریدا از کوچه گذشتی و نگاهم به تو افتاد لزید دلم
باز کن لب که وقت خیرات است
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
رد نشو از میان قبرستان، مردهها را تو بیقرار نکن چادرت را به روی خاک نکش، روحشان را جریحه دار نکن از قدمهای نرم 
آرزو
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 3:29
خدمت شروع شد، تاریک و تـو بـه تـو بی عکس نامزدش، بی عکس « آرزو » شب های پادگان، سنگین و سرد بود آخـر خدا چرا ؟... آخـر &
وقتی نباشی پستچی یک بسته غم می آورد
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
وقتی نباشی پستچی یک بسته غم می آورد تصـویـری از آینــده ، با طـــرح عَــــــدَم می آورد عمری به رسم عاشقی در گل &#
دلم گرفته و از انتظار می ترسم
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
دلم گرفته و از انتظار می ترسم من از شب و از گریه های زار می ترسم دوباره چشمک باران دوباره خنده اشک ولی دوباره هنو