هوس بوسه
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
با تو لب بر لبم و بس که زبانت مَلَس است هوسم بوسه زدن های نفس در نفس است آن قَدَر بوسه به لب های تو باید بزنم که بگیر
دیشب دوباره گریه امان مرا برید
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
دیشب دوباره گریه امان مرا برید دیشب دوباره عکس تو طعم مرا چشید دیشب دلم گرفت به یاد تو سوختم دیشب دوباره ماه صدای &
صدایت میکنم شاید طلوع قلب من باشی
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم من از عشقی که باشد آخرش دیوار میترسم همین امروز با دل میکنم عهدی که بعد از ا®
نامه ی بی نام
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
یک نامه ام، بدون شروع و بــــدون نام امــروز هـم مطابق معمـــــول ناتمــــام خوش کرده ام کنارتو دل وا کنم کمی 
سرزنش
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
تا از تو هم آزرده شوم سرزنشم کن آه این منم ای آینه ! کم سرزنشم کن آن روز که من دل به سر زلف تو بستم دل سرزنشم کرد ، تو هم
عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
ساده از دست ندادم دل پر مشغله را تا تو پرسیدی و مجبور شدم مسئه را...! من "برادر" شده بودم و "برادر" باید وقت دیدار، رعای
خواب
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 10:46
اگر روزم پریشان شد فدای تاری از زلفش، که هر شَب با خیالش خواب های دیگری دارم...!
بنده حتی شده با زور تو را می خواهم
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/2 | ساعت: 15:04
بنده حتی شده با زور تو را می خواهم تا بدانی به چه منظور تو را می خواهم! عاشقی کار ِ دل است و دو طرف بی تقصیر طبق فرمایش مذکور تو را می خواهم گرچه “آن جور…” که گفتم نشود ، اما باز مطمئن باش که “این جور…” تو را می خواهم آن شب وصل که گفتند ولی نز
کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/2 | ساعت: 15:04
کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند نبود آتشی بودی و هر وقت تو را میدیدم مثل اسپند، دلم جای خودش بند نبود مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم کم نشد
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/2 | ساعت: 15:04
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان- دریا! - تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهـــاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه، هی “من عاشقت هستم” شکست بعد ِ تو آیینه های
آغوش
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
کم نامه ی خاموش برایم بفرست از حرف پرم گوش برایم بفرست دارم خفه می شوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست برچسبها: جلیل صفربیگی
بابا
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
دو بخش دارد : با ... با ... که می شود بابا همین که هست در آن قاب عکس ، آن بالا همین که زل زده بر چشم های غمگینم نشسته در دل سنگر کنار آن آقا همین که نیست که همبازی ام شود گاهی اتاق با نفسش گر بگیرد از گرما همین که نیست کشتی بگیرد او با من و گاه لج کنم و بد شوم و او دعوا ... همین که نیست که با هم به ...
قرعه
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
من خود دلم از مهر تو لرزید ,وگرنهتیرم به خطا می رود اما به هدر,نه! دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ استسرخ است ولی سرخ تر از خون جگر ,نه با هرکه توانسته کنار آمده دنیابا اهل هنر؟آری! با اهل نظر ؟نه! بدخلقم و بدعهد ، زبانبازم و مغرورپشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟ یک بار به من قرعه عاشق شدن افتادیک بار...
حلال و حرام
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
گفته بودم قدم زندگی شومه پسرمخواب به چشمای قشنگ تو حرومه پسرمپدرت تا شده و افتاده توی رختخوابنفسش در نمیاد کارش تمومه پسرم بعد از آفتاب بیا تا همسایه هامون ندوننشبا نون آور خونمون کدومه پسرم کاشکی مثل آخرت دنیا حساب کتابی داشتخیلیا نون حلالشون حرومه پسرم همه اسباب بازیاتو لای بغچه پیچیدمروزای قشنگ ب...
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنیدمگر مساحت رنج مرا حساب کنید محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید طنین نام مرا موریانه خواهد خورد مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم مرا به هرم نفسه...
بی تو میمیرم
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام با خودم یک خلوت جانانه برپاکرده ام آخرش یک شب گلوی بغض را خواهم گرفت من که هر شب گریه هایم را تماشا کرده ام گفته بودم بی تو میمیرم خدایی راست بود چند وقتی هست هی امروز و فردا کرده ام شعر بی چشمان تو در ذهن من خشکیده است این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام من حواسم ...
هرچه را با عشق پیدا میکنی گم میشود
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
هرچه را با عشق پیدا میکنی گم میشود دل به روی هر کسی وا میکنی گم میشود، روزهای زندگی را با هزاران آرزو یک به یک وقتی که فردا میکنی گم میشود، عمر، مثل یک پرنده در قفس جان میدهدصحبت از آزادیش ، تا میکنی گم میشود، راز خیلی از بزرگی ها به کوچک ماندن است رود را وقتی که دریا میکنی گم میشود، باهمه زیبائی اش...
نسیم عشق
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
وه چه مضمون ها که با این چشم ها آورده ای شاه بیتی از غزل های خدا آورده ای با همین لبخند شیرینی که درمان من است بر سر دل های بسیاری بلا آورده ای داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت: این همه دیوانگی را از کجا آورده ای؟ ای غم شیرین تنهایی کجا با این شتاب؟ بیشتر در خانه ام بنشین ، صفا آورده ای ای نسی...
خشت خشت عشق را معشوق غارت کرد و رفت
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/6 | ساعت: 8:49
عشق تو رفته ست ای دل پس وفاداری بس است پاره کن رخت سیاهت را عزاداری بس است آن قطار حامل معشوق قصدش جان توست بر تنت کن پیرهن دهقان، فداکاری بس است شانه اش را بُرد با خود؟ ای دلم غمگین مباش تکیه کردن بر غبار کهنه دیواری بس است خشت خشت عشق را معشوق غارت کرد و رفت از حیاط خانه ای ویران ، نگه داری بس است...
خورشید شب
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/1 | ساعت: 13:19
دیشب کسی با دست خود بر روی قلبم نفت پاشید کبریت همراهش نبود ،اما نیازی هم نمیدید تا سنگ چخماخی ، پلکش روی پلک دیگرش رفت با چشمکش آتش گرفتم ! در عوض خندید و خندید آتش نشانی را نمیخواهم ، خبر کردن ندارد! لطفا بیا بامن بگو او در کدامین کوچه پیچید با سرعت از پیشم گذشت اما ندیدم ، خب! کجا رفت این بار هم ...