تست بدشانسی
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/1 | ساعت: 13:19
دیواره ی قلب تو را گچ یا که سیمان کرده اند تا دل شکستن را برایت خوب ! آسان کرده اند در تست بد شانسی ببین من جفت شیش آورده ام!؟! حالا که من دل داده ام ، دل را چه ارزان کرده اند من تشنه ات بودم ولی حتی دریغ از جرعه ای خب ، دیدنت را جیره ای ! لیوان به لیوان کرده اند از بعد از آن وقتی که دل ، باسنگ رفتا...
کالای نایاب
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/1 | ساعت: 13:19
با سلیقه ! خوش خریدی چون که از بازار ما دل خریدی در حراجی ، با "نمک" !با خنده ها قیمتش ارزان ولی کالا کمی نا یاب بود!!!! آخرین نوع از خودش بود! این که بردی بی صدا طرز مصرف را که حتما روی پشتش دیده ای لحظه ای لبخند میخواهد ، و قدری هم وفا من برایت کادویش کردم بگیر این را ببر لطفا این را بر کسی دیگر ن...
غمزه
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/1 | ساعت: 13:19
تو را از شیشه میسازد، مرا از چوب میسازد خدا کارش درست است، این و آن را خوب میسازد تو را از سنگ میآرد برون، از قلب کوهستان مرا از بیدِ خشکی در کنار جوب میسازد در آتش میگدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد به سوهان میتراشد تا مرا مطلوب میسازد تو را جامی که از شیر و عسل پُر کردهاش دهقان مرا بر روی خرمن برده خ...
غم
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/1 | ساعت: 13:19
در حنجرهام شور صدا نیست رفیق یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق بگذار که قصه را به پایان ببرم آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق ایرج زبردست برچسبها: اشعار متفرقه
گل
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/1 | ساعت: 13:19
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشهای درون خود نشستن است گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد تو چه فکر میکنی؟ کدام یک درست گفتهاند من که فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کردهاست هرچه باشد او گل است گل یکی دو پیرهن ب...
همیشه دوستت دارم
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
من از تکرار بیزارم ولی تکرار تو زیباست نوازش های دستانت طلوع پاک یک رویاست برایم باورش سخت است وداع تلخ من با تو نگاهم کن،مرا بنگر،جنون از چشم من پیداست همیشه دوستت دارم ،همیشه عاشقت هستم و تنها ماندنم بی تو، برایم آخر دنیاست اگر چه میروی اما ،دلم را پس نمیگیرم همیشه قلب بیمارم برای دیدنت شیداست برچ...
زخم های ریشه دار
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
چشمهایت را ببند از این شب مشکوک بگذر چون طنین گام اسب از قریه ای متروک بگذر آنچنان که ساده بودن با حماقت فرق دارد سر به مُهرِ محض بودن با بکارت فرق دارد روزگاری پیش از این دست و زبان را می بریدند با قساوت سینه های دختران را می بریدند سالها در گوش من خواندند باید مرد باشم هر چه هستم باشم اما اهل داغ ...
خیال بوسه بر لب های تو چون خواب می ماند
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
نبودی با خودم بردم تمام رنجهایم را شبیه باد در خود محو کردم ردپایم را حلالم کن اگر گاهی تو را آزار می دادم اگر از روی خودخواهی تو را آزار می دادم تعلق داشتن در سرنوشتت نیست می دانم و با یک مرد ماندن در سرشتت نیست می دانم خیال بوسه بر لب های تو چون خواب می ماند چو دزدی جواهر از زن ارباب می می ماند به...
جنگ و گریز
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنی من میانسالم ؛ تو داری زود پیرم می کنی نیمه جانم کرده ای در بازی جنگ و گریز آخر از این نیمه جانم نیز سیرم می کنی این مطیع محض دست از پا خطا کی کرده است؟ پس چرا بی هیچ جرمی دستگیرم می کنی؟ سالها سرحلقه ی بزم رفیقان بوده ام رفته رفته داری اما گوشه گیرم می کنی! تا به حا...
طاق ابرو
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
چشم وا کن ! تا طلسم هرچه جادو بشکند! لب گشای از هم که بازار هیاهو بشکند! گیسوانت را بیفشان دختر دریا ! که موج – عرشه را همراه با سکان و پارو بشکند! خوُد را بردار از سر ! باز کن از تن زره! تا صف جنگاوران بازو به بازو بشکند! هر چه محکم باشم اما یک نگاهت کافی است تا که کوه طاقتم از هر دو زانو بشکند! تا...
غزل
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
لنگـر انداختـه در اسکـله، کنـگر خـوردهاین عقابی که مسیـرش به کبـوتر خورده مـوج با شــوق تو می آید و بـرمی گرددمتلاشی شـده، بی حوصله و سرخورده گاه یک صخره ی پنهان شده را رد کرده ستگرچه هر بار به یــک صخره ی دیگر خورده بوسه ات سرخ ترین میوه ی فصل است انگار-سیــلی مــوج کـه بر گونه ی بندر خورده « بد نگ...
منت
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
شیشه ی عطریم و در افسوس، بوی رفته را عشق! برگردان به ما این آب جوی رفته را یوسفم را گرگ برد و حسرت پیراهنش پس نخواهد داد"نور چشم" و "سوی رفته" را منت رسوایی ات را بر سرم نگذار عشق تا به سر خاکی بریزم، آبروی رفته را بی حساب امروز دل بازیچه کن اما بدان میکشد روزی خدا از ماست موی رفته را هرچه در دنیا د...
نیش زبان
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
خدا را شکر، گیر افتاده ام در تور گیسوهاکه خیلی ها گرفتارند با قلّاب ابروها! مهاراجای من! از گوشه ی ایوان تماشا کنکه می افتند پیش پای تو در سجده هندوها چنان عشق این پلنگ خسته را انداخته ست از پاکه هرجا می رود دستش می اندازند آهوها... مرا «نیش زبانت»، مانع از «نوش لبانت» نیستبه نیشی دل نخواهد کـَـند، ...
به برگ اول دفتر برایت یک خداحافظ نوشتم
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/28 | ساعت: 17:08
به برگ اول دفتر برایت یک خداحافظ نوشتم نبودي تا ببيني با صدایت یک خدا حافظ نوشتم تمام جاده را با یاد تو از برگ گلها سرخ کردم ولی با آخرین گل جاي پايت یک خدا حافظ نوشتم نشد خالي خيالم پس جدا كردم تو را از قاب عكست به دل تنگي به روي عکسهایت يك خدا حافظ نوشتم درون درس عاشقها به تنهايي خو د مردود گشتم ب...
با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/9 | ساعت: 5:00
قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق! یعنی به جز حریم تو بر من حرام عشق ترسم که در سماع شوم از دعای دست آن جا که قبله گاه تو باشی، امام: عشق! با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان آن دم که اذن می دهد از روی بام عشق از رکعت نخست در افتاده ام به شک در سجده کفر گفته ام و در قیام عشق سی پاره ی حضور مرا چله ب...
امشب به شب نشینی خورشید دعوتم
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/9 | ساعت: 5:00
آغوش تو چقدر می آید به قامتم در آن ، به قدر پیرهن خویش راحتم می پوشمت که سخت برازنده ی منی امشب به شب نشینی خورشید دعوتم خوشوقتی صدای تو از دیدن من است من هم از آشنایی تان با سعادتم! با خود ، تو را به اوج _ به معراج_ می برم امشب اگر به خاک بریزد خجالتم بازار شام کن شبمان را به موی خود بگذار دیدنی بش...
بوسیدن تو آرزویی غیر ممکن نیست...
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/9 | ساعت: 5:00
از من گرفتی خلوت بکر جهانت را می خواستم مهتاب باشم آسمانت را می شد اگر می خواستی مانند تن پوشی دور تنم محکم بپیچی بازوانت را هم دوست دارم غرق عشقی آتشین باشی هم تشنه ام نفرین کنم همبسترانت را تنها شرابت را بنوش و دلربایی کن بی من ننوش اما تو جام شوکرانت را بوسیدن تو آرزویی غیر ممکن نیست... من می رسا...
جفای دنیا
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/9 | ساعت: 5:00
این رباعی چه به شکل عمودی و چه افقی خوانده شود یکی است : خون ریخته هر چند که دائم دنیا هرچند که خو کرده دل من به جفا دائم دل من نمی شود از تو جدا دنیا به جفا از تو جدا کرد مرا برچسبها: علیرضا بدیع
فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/9 | ساعت: 5:00
فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم دیگر به فکر همنفسی جز تو نیستم عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم بعد از چقدر اینطرف و آنطرف زدن فهمیده ام که در هوسی جز تو نیستم یک آسمان اگر چه برویم گشوده است من راضیم که در قفسی جز تو نیستم حالا خیالم از تو که راحت شود عزیز دیگر به ف...
دکمه های مزاحم
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/9 | ساعت: 5:00
چشمم وزيد آبی پيراهن تو راحوض در آستانه ی سر رفتن تو راسلولهای پوست من نقشه می کشند:از شاخه های باکره گی چيدن تو رابه ثروت شيوخ عرب ميتوان فروختدربدترين لباس جهان مانکن تو راشوقم زبانه می کشد وباز می کندشش دکمهء مزاحم پيراهن تو را...انگشت من که آب لطيف نوازش استبگذار رودخانه شود گردن تو را ـتا ماهيا...